|
یه وقت که من نبودم بی خبر از اینجا نری!
وقتی بارونیه چشمام تو کجایی؟
نیست... دلم براش تنگ شده
زرنج مردمان بی مرامت خسته وپیرم توگفتی وقت مشکلها ترا خوانم زبس که من تورا خواندم و نشنیدم جواب دگر سیرم بگو مشکل کجاست ای خالق من اگر مشکل منم از درگهت میرم
اي کاش کودک بودم ، تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه تو،
سلام عزیزان مهربون که همیشه باهام بودین برای چند وقتی نمیام این تعطیلی هم واسه مطالب فرشته کوچولو ۱ هستشا یه موقع فکر نکنین وبلاگ تعطیل شده و برین حاجی حاجی مکه اگه آبجی گلم وقت کرد و ما رو لایق دونست آپ میکنه البته فعلا درگیر وبلاگ خودشو فهمیدن این که کیه بهش گیر داده و ... خلاصه سر بزنیدااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دوستون دارم
تو بگو تا كي بايد بشينم
سالهاست كه سايه مرگ را در كنارم احساس ميكنم اما نه جرات به آغوش كشيدن آن را دارم و نه طاقت گذشتن از كنارش و دل كندن از آن را دارم مانده ام چه كنم راهي برايم نمانده براي دل كندن از دنيايي تاريك و تنگ مرا باوري نياز است تا به راحتي از اين قفس تيره و تار پر گشايم و به ابديت ملحق شوم خداوندا كجاست اين باور و اين اميد
|
About![]()
تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است Archivesاسفند 1389بهمن 1389 دی 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 مهر 1388 شهریور 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 Authorsفرشته کوچولوفرشته کوچولو 2 Links
غوغای عشقبازان |